شاید دیگه هیچ وقت نیام اینجا.
+ آزاده |
دیگه حتی به عادت کردن هم
عادت کردم.....
پ.ن:اینجا حکم سطل آشغالی رو پیدا کرده برام.....
+ آزاده |
اینقدر به تاریکی لعنت نفرست....
یه شمع روشن کن.
+ آزاده |
دیدی تا یه اتفاق بدی می افته بزرگ ترها میگن :قسمته نمیشه باهاش جنگید؟!!! 22ساله که خودمو خلع سلاح کردم و یه گوشه وایستادم ببینم چی میشه...
+ آزاده |
اینو خودم کشیدم....خوشگله نه؟!!!! پ.ن:در تکذیب پست قبلی
+ آزاده |
هرگز نقاش خوبی نخواهم شد٬ امشب دلی کشیدم شبیه نیمه ی سیبی که به خاطر لرزش دستانم زیر آوار رنگ ها مدفون شد....
+ آزاده |

+ آزاده |
بودن من بی مخاطب مانده است، من در این بهشت،همچون تو در میان آفریده های رنگ رنگت، تنهایم. "تو قلب بیگانه را میشناسی که خود در سرزمین وجود بیگانه بوده ای"! "کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم" دردم ،درد(بی کسی)است..... دکتر علی شریعتی
+ آزاده |
خدایا!
آدمهای خوب رو میبری بهشت
آدمهای بد رو هم میبری جهنم
آدمهای آشغال رو تو کدوم سطل میندازی؟
+ آزاده |
میگه:وقتی هر صبح بیدار شدی٬
گفتی خدایا تا شب زنده نمونم ٬ اونوقت از زندگی بیزاری . میگم:........ چی بگم؟!!
+ آزاده |
خدايا ميخواستم برايت نامهاي بنويسم.. اما يادم آمد كه تو نامهام را پيش از آن كه نوشته باشم، خواندهاي... پس منتظر ميمانم تا جوابم را فرشتهاي برايم بياورد......
+ آزاده |
میگه:تا حالا به اون صورت ازت چیزی نخواستم.
حالا میخوام که اگه دوستم داری دعا کنی
بمیرم......
میگم:دوست ندارم.
+ آزاده |
از کنار قشنگترین ساعت های عمرم
که هیچ وقت بر نمی گردند
و قدرشان را ندانستم٬
خواب آلود و گیج گذشتم
تا
امروز حسرتشان بیچاره ام کند...
+ آزاده |
بالاخره بعد از يه غيبت طولاني
برگشتممممم پيشتون....
+ آزاده |
راهی کشف کرده ام
که برای همیشه با هم دوست باشیم
این راه ٬ خیلی ساده است:" هرچه من می گویم٬ انجام بده."![]()
+ آزاده |
روزگاری به زبان گلها سخن می گفتم
حرف های کرم پروانه را می فهمیدم به وراجی سارها در دل لبخند می زدم و در رختخوابم با پروانه ای درد دل می کردم. روزگاری سوال جیر جیرک ها را پاسخ میدادم و با هر دانه ی برفی که بر خاک می افتادو جان می داد گریه میکردم. روزگاری به زبان گل ها سخن می گفتم... دیدی چگونه آن روزها رفتند؟ چگونه آن روزها رفتند؟
شل سیلور استاین
+ آزاده |

+ آزاده |
به خاطر نیم متر برف٬ ۳ روزه که اینجا گیر کردم(یه جایی بین زمین و آسمون)
حالا شما برید پز انرژیه هسته ایتونو بدید.![]()
+ آزاده |
شيطان اندازه يک حبّه قند است
گاهي مي افتد توي فنجانِ دلِ ما
حل مي شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهميم
و روحمان سر مي کشد آن را
آن چاي شيرين را
شيطان زهرآگين ِديرين را
آن وقت او خون مي شود در خانه تن
مي چرخد و مي گردد و مي ماند آنجا
او مي شود من .
پ.ن:میان فرشتگان تنها شیطان احساس غرور می کند !
چون او میدانست تو ارزش سجده کردن نداشتی....
+ آزاده |
دیروز٬روز خوبی بود .
کاش همیشه٬ دیروز باشه...
پ.ن:فردا شب برمیگردم کرمانشاه.امتحانات مزخرف دانشگاه.![]()
(قافیه بندی رو داشتی؟!!)![]()
+ آزاده |
صبح خواهد شد و
به این کاسه ی آب ٬آسمان هجرت خواهد کرد ...
باید امشب بروم.
+ آزاده |
کاش می شد درد پنهانی نداشت.....
پ.ن:یه جفت گوش شنوا....هست؟؟![]()
+ آزاده |
آزاده می بخشه٬اما !!
هرگز
فراموش نمیکنه!!!؟؟
+ آزاده |
ماه من !!
غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا
دل شیشه ایت از لب پنجره ی عشق زمین خورد و
شکست
با نگاهت به خدا چتر شادی واکن و بگو با دل خویش
که
خدا هست خدا هست.......
+ آزاده |
الهی! آفریدی رایگان٬
روزی دادی رایگان
و بیامرز رایگان...
که تو خدایی نه بازرگان....
+ آزاده |
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد
تندیسی زیبا نخواهد شد.
از زخم تیشه ی زمانه خسته نشو
که وجودت شایسته ی تندیسی زیباست.
+ آزاده |
عظمت زندگی در علم نیست
بلکه در عمل است....![]()
+ آزاده |
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد![]()
+ آزاده |
سفر مرا به زمین های استوایی برد
و زیر سایه ی آن "بانیان" سبز تنومند،
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
" وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت"
+ آزاده |
این روزها فکرم بد جوری خط خطیه
هی میگه از این شاخه بپر رو اون شاخه
تا میام ببینم چی درسته و چی غلط!!!
باز میگه:نه!!!!! این شاخه که روش نشستی ضعیفه...
میشکنه....
بپر.....بپر
پ.ن:ماجرای ما هم شده مثنوی هفتاد من کاغذ.
+ آزاده |